|
محمد حسینی, شومنی در قلب همه محمد حسینی: آدم باید مثل میکروب باشه هر جا ولش کردن بتونه رشد کنه
|
عکس ها از فیس بوک ایشون هست
[ سه شنبه یکم شهریور 1390 ] [ 16:14 ] [ شیوا ]
باز هم 13 تیر.............. سید محمد حسینی تولدت مبارک
[ یکشنبه دوازدهم تیر 1390 ] [ 11:0 ] [ شیوا ]
خووووبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چند وقته نیومدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ببخشید دیگه....... سرم شلوغه....یه چند جا سمینار داشتم....چند جا سخنرانی....هر کدومشون هم تو یه کشوری بودن.....فرصت نشد بیام دیگه... خبری هم از سید نبوده.....فقط فهمیدیم رفن امریکا. تا جمعه شب یعنی 8 بهمن به طور شکه کننده ای مصاحبه ی ایشون رو تو برنامه ی پارازیت دیدیم. خیلی سر بسته صحبت میکردن.....و از فشار هایی که هم داخل کشور و هم در امارات روی ایشون بوده حرف زدن. مصاحبه ی کامل ایشون در صفحه ی فیس بوک برنامه پارازیت هست....اگر ندیدین و می خواین ببینین میتونید از اونجا دانلود کنید. همین دیگه....حرفی نیست در پناه علی......یاااااااااااااااااااااااا علی [ یکشنبه دهم بهمن 1389 ] [ 13:5 ] [ شیوا ]
......امیدوارم حاله همه ی عزیزان و دوستای گلم خوب باشه آقای حسینی حال شما هم خوبه که ایشالله؟؟ یه چیزی تو پرانتز بگم به همه ی دوستانم......البته من در مقامی نیستم که بخوام درباره کسی یا چیزی اظهار نظر کنم...فقط یه خواهشی دارم از همه...خواهش می کنم سیاست رو تو این یه مورد وارد نکنید....
[ شنبه نوزدهم تیر 1389 ] [ 2:19 ] [ شیوا ]
سلام
من نمي دونم الان بايد معذرت خواهي کنم يا تبريک بگم؟؟؟؟؟؟؟ اول ميگم: ببخشيد ...همتون درک مي کنيد ديگه...من کنکور داشتم واسه اين نمي تونستم آپ کنم
آدرس وبسایت این عزیزان در قسمت دوستان هست....برید حالشو ببرید
شما به خوبيه خودتون بخشيد...آقاي حسيني...شومني که از ديد بينندگان پنهان هستيد...تولدتون مبارک شمام ببخشيد دير تبريک گفتم اميدوارم سال ديگه تولدتون رو تو وطنتون ايران جشن بگيريد....اميدوارم.......
[ دوشنبه چهاردهم تیر 1389 ] [ 14:39 ] [ شیوا ]
happy valentine's day
سلام عزیزان ؟؟؟؟....احوال شما....؟؟؟؟ ولنتاین رو به همه شما تبریک میگم امیدوارم روز خوبی داشته باشید
[ جمعه بیست و سوم بهمن 1388 ] [ 17:48 ] [ شیوا ]
سلااااااااااااااااممممممم به همه عزیزان... خوبان... دوستان... آشنایان... بزرگا... کوچیکا... مهمانان... صاحب خونه ها... خوشگلا....زشتا(البته همه خوشگلن خودمو گفتم)....فامیلا....این وریا..اون وریا... و بالاخره شومنا...و البته محمد حسینی.... به قول همون كه مي شناسيد عرض ادب خوب بار دیگر تولد محمد حسینی شد و بر ما واجب گردید که همت گمارده و وبلاگ بنده حقیر را آپ فرموده و تبریک و تحنیتی عرض کرده (به به) ولی متاسفانه به دلایلی که نا مشخص است ( ولی به احتمال زیاد بد شانسی ) شبکه ی اینجانب قطع شده و نتوانستندي در روز ۱۳ تیر ماه برگه ای نو و تازه بر صفحه ی رایانه ی شما عزیزان حک کنم... حالا چه ادبی عرض بفرمایم چه لاتین چه محاوره چه فرانسه چه هندي چه ايتاليايي چه عرض كردندي چه نكردندي اميدوارم شما حضار محترم دليل آپ نكردنم را موجه بدانيد....
خوب حالا برگرديم به پيش و به گلايه هاي چند تن از دوستان گرامي برسيم كه بنده را به بي معرفت خطاب كرده اند.... آري كاملآ حق را به شما داده و از خود دفاعي ندارم....من آخرين بار وبلاگ خود را براي نوروز به روز كردندي و حالا پس از 4 ماه آمده ام كه بگويم چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ جز عذر خواهي چيزي از زبان بنده ي حقير خارج نشده و شكايتي ندارم....ولي چه كنيم ديگه امتحانات نهايي بود و كنكورو ..... به علاوه بايد اضافه كنم كه حرفي هم براي گفتن ندارم....آقاي حسيني از شما هم شاكي هستم.....(...كه حالا ولش كن...) نه پيام جديدي....نه آهنگي...نه نوايي...نه آوازي....نه فيلمي...نه عكس متحركي.....نه برنامه اي....و نه حتي عكسي....(همان تصوير چاپي را عرض مي كنم) البته چند عكس جديد از ايشان دارم ولي به دليل اينكه اجازه اي از جانب ايشان ابلاغ نشده با وجود درخواست زياد از طرف من و بي توجهي ايشان اينجانب مجاز به نشان دادن عكس نيستم.....بنده بي تقصيرم........اصرار نفرماييد.... كماااااااال تشكر را دارم از فاطمه خانم كه در وبلاگ ندا جان علت نبود بنده را موجه كردندي.... گفتم كمال.....يادش گرامي باد...نقش جناب حسيني در سريال عروس 77 را عرض ميكنم....كه ديگر ما روي اين سريال را به جعبه ي جادويي نديديم...به گمانم نابود شده باشد....كار كار اين مغول هاست....حالا از ما گفتندي از شما نشنيدندي... چنگيز خان بيا و لطفي در حق ما كن اين فيلم را قربان دستت باز گردان بدمان نمي آيد يك بار ديگر ببينيم.... بله ...با اين آپ حرف هاي خويش را پس از 4 ماه به اطلاع شما رساندم كه اطمينان دارم چيزي جز چارت پارت عايد شما نگرديد.....و جز چشم درد و احتمالآ سر درد فايده ي ديگري نداشت... كه دواي آن طبيب داند و بس...ولي بنده گل گاو زبان را پيشنهاد مي كنم كه خودم براي جلوگيري ازين بلايا به هنگام باز خواني و تصحيح نوشته ي خويش از آن استفاده كرده كه تاثيري دارد بس شگرف...... ديگر حرفي نيست نمي دانم چرا امروز اين جوري شدم.... احتمالآ تاريخ بيهقي اثر خود را بر مغز ما نهاده است...ولي بد نبود نبش قبر كردندي.... اسب ها را زين كرده و آماده رفتن هستيم.....اشكبوووووووووووسس...اين گرز گران مرا بياور كه بس بي تابم براي رزم.....به سلامت هموطنان
تا ديداري ديگر و حرف هاي بي خود ديگر اينجانب خدااااااااا نگههداااااارررررر
[ پنجشنبه هجدهم تیر 1388 ] [ 11:47 ] [ شیوا ]
مهربوني و خوشبختي و سلامتي و موفقيت و بركت و ..... آرزو مي كنم...
يا علي... ووووووواااااااااااااااااااااي.........فهميديد چي شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟ يادم رفت عيد و به سيد محمد تبريك بگم آقا محمد عيد شما هم مبارك....ايشالا سال خيلي خيلي خيلي خوبي داشته باشيد..... دنيا رو شاد شاد و شادي رو دنيا دنيا براتون آرزو مي كنم........ خوب خيالم راحت شد......اهنگ واسه دانلود پايينه....ديديد؟؟؟؟؟...آره همونه.... نوشته محمد حسيني....آره....دانلود كنيد.....قربونه همتون .......با باي
[ یکشنبه دوم فروردین 1388 ] [ 13:12 ] [ شیوا ]
ببخشيد كه انقدر دير آپ كردم مگه اين درسا اجازه مي ده آدم كاري بكنه... امروز با يه آهنگ ديگه از محمد حسيني آپ ميكنم تا براي بعد فيلماش آماده بشه..... تولد علي آقا رو هم با كمي تاخير تبريك ميگم.... وااااااااااااي ديديد چقدر زود گذر بود اومدن محمد حسيني؟؟؟؟؟؟ تا رفتيم بفهميم كه چي شده تموم شد.....ايشا....دوباره شروع بشه... ما كه مثل هميشه منتظريم.... اين شعر قشنگ و فروغ جون لطف كرده برام فرستاده...ممنون فروغ جون.. پايينشم همون آهنگس ...اميدوارم خوشتون بياد.... هيچي ديگه موفق باشيد ....فعلآ...يا علي....
اگر از خانه عشقم نروی... وبمانی با من... همه گل های دلم را به تو خواهم بخشید
اگر از خانه عشقم نروی... عطر نرگس ها را... به تو خواهم پاشید
تاج خورشید نهم بر سر تو... ماه را می کشم از ابر برون... گر که نزدم آیی کوچه را فرش کنم از گل یاس... به تنت می پوشم از حریر باور... از گل سادگی و عشق، لباس
خوب اینم آهنگ برای دانلود
![]() عمر آن بود که در صحبت و دلدادگی گذشت
حیف و صد حیف که آن دولت بیداد گذشت
آفتابی زد و ویرانه ی دل روشن کرد
لیک افسوس که از سر دیوار گذشت
خیره شد چشم دل از جلوه مستانه ی او
تا زدم چشم به هم مهلت دیدار گذشت [ جمعه هجدهم بهمن 1387 ] [ 10:25 ] [ شیوا ]
دوباره من اومدم يه تيكه كوچولو خبر بدم.......... دلم نميومد بگم.......يه۲ هفته اي هست كه ميدونم....... بببببببلللللللللله.....۲باره جلوي برنامه ي شيطان رو گرفتن....نمي دونم چي بگم ولي...... كسي كه به من اين خبر داد گفت كه درست مي شه....ايشاا... كه همينطوريه.... ببخشيد ناراحتتون كردم....... با خبر شروعش بر مي گردم...... يا علي.......تا ديداري ديگر دو صد بدرود [ شنبه چهاردهم دی 1387 ] [ 16:59 ] [ شیوا ]
|
|